نظام های سیاسی مختلف(1)
جمهوری ریاستی مطلقه
نظام ریاستی یک نظام حکومتی است که نتیجهٔ تفکیک کامل قواست. در رژیمهای ریاستی قوه مجریه در استقلال از پارلمان (قوه مقننه) فعالیت میکند.
در این سیستم رئیسجمهور که ریاست قوه مجریه و ریاست کشور را بر عهده دارد برای مدت محدودی با رأی مردم انتخاب میشود. انتخاب رئیسجمهور با رأی مردم به او اعتبار فوقالعاده و قدرت قابل توجهی میبخشد و آزادی عمل و اختیار بیشتر او در انتخاب وزیران و همکاران و سیاستهای کشور را موجب میشود. برخلاف نظامهای پارلمانی که رئیس کشور (پادشاه یا رئیسجمهور) نقش مهمی را برعهده ندارد و قدرت اصلی در دست نخستوزیر و هیأت دولت منتخب پارلمان است.[۱]
از آنجا که تعیین وزیران در این نظام برعهده رئیس کشور است و پارلمان در آن دخالتی ندارد، وزیران در برابر پارلمان مسئولیت سیاسی ندارند و نمایندگان نمیتوانند آنها را استیضاح کرده یا با رأی عدم اعتماد برکنار کنند. در مقابل رئیسجمهور نیز حق پیشنهاد لایحه را ندارد.[۲]
در نظام ریاستی حاکمیت ملی در دو نوبت تجلی پیدا میکند و کارگزاران دو قوه (مجریه و مقننه) در یک سطح از اعتبار و پشتوانه سیاسی و آرای عمومی قرار میگیرند.[۳]
جمهوری پارلمانی
در اين نظام نظر به اينکه حاکميت ملي از سوي مردم و از طريق انتخابات به نمايندگان پارلمان سپرده مي شود و از اين طريق و به طور غیر مستقیم به دستگاهها و مقامات اجرايي منتقل مي گردد، قوه مجريه به قوه مقننه وابسته است، يعني در عين تفکيک و تمايز، بايد مسئول و پاسخگوي قوه مقننه باشد چراکه از آن ناشي شده است. در نظام پارلماني، قوه مجريه از دل قوه مقننه برمي آيد و لذا قوه مقننه بر قوه مجريه برتري حقوقي و قانوني دارد و همانگونه که آن را به وجود مي آورد، حق انحلال آن را هم دارد.
در نظام پارلماني مردم نمايندگان را انتخاب مي كنند و نمايندگان هستند كه مقامات اجرايي را انتخاب مي كنند و بر همين اساس نيز مردم در انتخاب مقامات اجرايي به صورت غیر مستقيم دخالت می کنند. در اين نظامها قوه مجريه حق مشاركت در قانونگذاري را دارد و مي تواند به مجلس لايحه تقديم نمايد. در نظامهاي پارلماني، پارلمان علاوه بر اينكه در تشكيل دولت مداخله دارد و نخست وزير و وزراء با راي اعتماد مجلس انتخاب مي شوند، بر قوه مجريه نظارت كامل دارد و نمايندگان مي توانند مسئولين اجرايي را مورد سوال و استيضاح قرار دهند. مجلس بودجه پيشنهادي دولت را مورد بررسي و تصويب قرار مي دهد و مي تواند در امور كشور تحقيق و تفحص نمايد.
نكته مهمي كه در رابطه با اين نظامها بايد مورد توجه قرار بگيرد امكان انحلال پارلمان به درخواست نخست وزير و توسط رئيس كشور است كه اين امر موجبات تعادل در روابط قوا را ايجاد مي نمايد.
جايگاه رئيس كشور در نظام پارلماني
الف- رئيس کشور در نظام هاي پارلمانی یا پادشاه است که به صورت موروثي به اين مقام نايل مي شود ویا مانند ايتاليا و آلمان رئيس كشور به طور غير مستقيم توسط مردم انتخاب مي شود.( مانند آنچه در انتخاب رهبر در ایران اتفاق میافتد)
ب- اختيارات رئيس كشور
- اطلاع(رئيس کشور بايد در جريان تمام مسائل کشور قرار گيرد.)
- ترغيب(رئيس کشور با حمايت معنوي از دولت و وزرا، آنها را در پيشبرد سياستهاي اتخاذ شده تشويق و ترغيب مي نمايد)
- هشدار(با توجه به نفوذ معنوي خود در موارد مقتضي به رئيس دولت و اعضاي آن تذکر مي دهد)
- ایجاد تعادل و رفع اختلاف قوا
- برخی اختیارات فرا قوه ای مانند نیروهای مسلح
ج- کابينه يا هيات دولت
هيئت دولت يک ارگان دسته جمعي با مسوليت مشترک است که تحت اقتدار رئيس خود که بر حسب مورد نخست وزير، صدراعظم يا رئيس شوراي وزيران ناميده مي شود، تمشيت امور اجرايي کشور را بر عهده دارد.
جمهوری های نیمه ریاستی
نظام نيمه رياستي- نيمه پارلماني، آميزه اي از نظام هاي رياستي و پارلماني است. در اين نظام رئيس جمهور به طور مستقيم از سوي مردم انتخاب مي شود و داراي صلاحيت هاي واقعي و گسترده اي نسبت به رئيس جمهور منصوب از سوي پارلمان مي باشد. در اين نظام هيات وزيران با پيشنهاد رئيس جمهور و رأي اعتماد پارلمان تشکيل مي گردد و در مقابل پارلمان مسئول و پاسخگو است. بارزترين مثال اين نوع نظام را مي توان در قانون اساسي چهارم اکتبر ۱۹۵۸ ( جمهوري پنجم فرانسه) جستجو کرد. در اينکه آيا در اين نظام بايد نخست وزيري وجود داشته باشد يا نه، کشورها رويه هاي مختلفي را در پيش گرفته اند، ولي تجربه نشان داده است که با موجوديت رئيس جمهور مقتدر، اگر قوه مجريه داراي نخست وزير هم مي باشد بيشتر توان اين قوه در رقابت بين رئيس جمهور و نخست وزير مصرف و خنثي مي گردد و از اين رو بسياري از کشورهايي که اين نظام را بر گزيده اند، از سيستم قوه مجريه يک رکني يعني رئيس جمهور بدون نخست وزير استفاده مي کنند. اتفاقی که در اصلاحات قانون اساسی در سال ۵۸ در ایران افتاد. در صورتی که نخست وزیر در این سیستم وجود نداشته باشد رییس جمهور هم رییس دولت است و هم رییس کشور.
اول:ابعاد پارلماني
الف) همکاري قوه مقننه و قوه مجريه
- مشارکت قوه مجريه در امور قوه مقننه:
قوه مجريه از حق ابتکار قانون، حق حضور در مجلس و قدرت نظامنامه اي برخوردار است.
- مشارکت قوه مقننه در امور قوه مجريه:
قوه مقننه از حق تصويب بودجه، حق نظارت، حق تحقيق وتفحص در امور اجرايي كشور برخوردار است.
ب)تعادل ميان قوه مجريه وقوه مقننه
هر دو قوه داراي ابزارهاي لازم در عملکرد متقابل در مقابل يكديگر بوده و از اين رهگذر از زياده خواهي و سلطه جويي قوه ديگرجلوگيري مي کنند.
- اقتدار قوه مقننه بر مجريه
پارلمان داراي حق راي اعتمادبه وزرا است و دولت در برابر پارلمان مسوليت سياسي دارد،
- اقتدار قوه مجريه بر قوه مقننه
رئيس جمهور حق انحلال پارلمان را دارد.
بند دوم: ابعاد رياستي
- انتخاب رئيس جمهوري توسط مردم(با راي مستقيم مردم)
- وسعت اختيارات رئيس جمهور(رئيس جمهور از اختيارات وسيعي برخوردار است)
-عدم مسوليت رئيس جمهور (رئيس جمهور در اين نظام ها از مسوليت مبرا است).
با توضیحات بالا سوال آن است که نظام جمهوری اسلامی با اصلاحات قانون اساسی در سال ۵۸ کدامیک از سیستم های فوق است. آیا در ایران دو رییس کشور وجود دارد؟ یا رییس جمهور فقط رییس دولت است؟ و باوجود نهاد رهبری در این سیستم کدام نظام مطلوب تر است؟ سوالاتی که در نوشتاری دیگر به آن پاسخ خواهیم داد
نظام های حکومتی دیگری نیز وجود دارد که در کتب مفصل آمده است.
.بییش از 80%از کشور های دنیا توسط نظام های حکومتی بالا اداره می شوند.کشورهایی هم چون افغانستان ،ارمنستان ،آرژانتین،برزیل،مکزیک،کره جنوبی،ایالت متحده آمریکا،اتریش،یونان،هند،عراق،پاکست،ایتالیا،ترکیه،فرانسه،فلسطین،پرتغال
و...
به طور کلی حکومت ها به سه دسته تقسیم می شود:پادشاهی،ریاست جمعی،ریاست جمهوری.
يک نفر را مثل آقاى خامنهای پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمينى «قدس سره»